تبلیغات
ناگفته ها - عشق
 
ناگفته ها
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهوش o
نویسندگان
نظرسنجی
از وبلاگ خودتون راضی هستین؟








پنجشنبه 10 بهمن 1392 :: نویسنده : مهوش o
عشق آمدنی بود نه آموختنی...
.
.
.
.
.
.

در کهکشان عشق به تو غرقه و تو تنها ستاره ی نورانی این کهکشان عظیم مرا از رویاهای خود ترد کردی و تنها به اعماق کور شده ی کهکشانی فرستادی که راه بر عبور هر ستاره ی نورانی بسته و خود را از چشمان او ربودی نمی دانم چه شد که آن عظمت روزهای عشقت و عشقم به پایان رسید و تنها برای من خاطره های چه خوش و چه تلخ به یادگار دارد و تو را نمی دانم نمی دانم که حتی ذخیره ای از خاطرات آن روز ها در مغز و فکرت باقی است یا نه که دیگر صدا و نبض قلبت را از من دریغ می داری !

به راستی چه پیش می آید که عشقی با آن حرارت و گرمی رو به سردی و فراموشی گذارده و بازیگران این عشق به فرته ی نابودی و فراموشی می روند و تنها خاطرات تلخ و شیری روزها ف خنجر به قلب های خسته گذارده و حتی با سیب معرفت خنجر نفرت م خوری و کس از سرَ درون کهکشانی به آن زیبایی و فروغ خبری ندارد و این تنهایی است که او را می ژوساند و به انزوایی می کشاند که هیچ کس را رخصت ورود به آن نمی دهد و روز به روز و هر لحظه به لحظه ستاره های درونی این کهکشان می میرند و تنها یادی از او شاید به جای ماند و تو را نمی دانم که چگونه می توانی  آن روزهای شور مرا فرو گذاری و حتی با مرگ ستاره ها و کهکشان این زخم خورده در امان باشی و نه عذابی و نه دردی از عشق بر سینه گذاری؛ نمی دانم و و فقط این جمله در ذهن پتک می کوبد که عشق آمدنی بود نه آموختنی...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :